Category Archives: داستان های کوتاه

مشگل ناسا در استفاده از خودکار

ناسا

مشگل ناسا در استفاده از خودکار مشگل ناسا در استفاده از خودکار هنگامی که ناسا برنامه ی فرستادن فضانوردان به فضا را آغاز کرد با مشگل کوچکی روبه رو شد ; آن ها دریافتند که خودکارهای موجود در فضا کار نمی کنند و جوهر خودکار به سمت پایین جریان نمی یابند و برای حل این […]

شانس وجود ندارد ، زیرا خدا تاس نمی اندازد

شانس وجود ندارد

شانس وجود ندارد ، زیرا خدا تاس نمی اندازد شانس وجود ندارد ، زیرا خدا تاس نمی اندازد   یک روز در روستا ، تنها اسب پیرمردی فرار کرد. همه گفتند :چه بدشانسی! پیرمرد گفت : از کجا معلوم مدتی بعد اسب پیرمرد با یک گله اسب برگشت. همه گفتند : چه خوش شانسی ! […]

چشم ها را باید شست

شکارچی

چشم ها را باید شست چشم ها را باید شست پادشاهی بود که یک چشم و یک پا داشت… روزی پادشاه از همه نقاشان خواست تا تصویر زیبایی از او بکشند اما هیچ کدام نتوانستند. آن ها چگونه می توانستند پادشاه را به زیبایی تصویر بکشند در حالی که دچار نقص عضو بود. سر انجام […]

02136124922